أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

76

قانون ( فارسى )

اگر خونريزى بواسير به حدّى بود كه بيمار به غش كردن گرفتار شد ، قاوت جو را با تباشير و گل ارمنى قاطى كن و به گرمى به بيمار بده تا كم‌كم بخورد . داروهاى علاج بواسير انواع و اقسام دارد ؛ قسمى بازكنندهء بواسير و برخى برهم آورندهء دهانه بواسير هستند ، بخشى بند آورندهء اسهال خونند كه به حد افراط و بيش از اندازهء لازم باشد ، بخشى برندهء بواسيرند و بخشى تسكين دهندهء درد هستند . اين داروها يا تناولى يا برداشتنى يا مايع پاشيدنى يا ماليدنى يا گذاشتنى يا گرد پاشيدنى يا داروى بخورى يا آبهايى هستند كه بيمار در آنها نشيند و يا بند آورنده هستند . و همهء اين داروها يا داروى تك و ساده و يا داروهاى تركيبى مىباشند . اين را بدان ! اگر بواسير و خونريزى بواسير نوبتى است و هميشگى نيست و گاهى هست و گاهى نيست ، حب مقل در علاجش بسيار تأثيربخش و مفيد است . اما اگر بواسير ثابت و هميشگى است و نوبتى نيست ، حب مقل اثر چندانى ندارد . اگر همراه بواسير ترك بردگى مقعد و ورم مقعد هست ، نخست به علاج ترك و ورم بپرداز و بعدا بواسير را معالجه كن ! اگر مقل در روغن زردآلو حل شود ، در علاج بواسير و ترك مقعد داروى خوبى است . فصل سوم بريدن و مهار كردن بواسير از ميان برداشتن بواسير يا با قطع كردن و بريدن آن ممكن مىشود ، يا داروهاى تند و برنده را بايد به كار ببرى . اگر مىخواهى كه بواسير را ببرى بايد سفارش بقراط را فراموش نكنى كه مىفرمايد بايد يكى را باقى بگذارى و بعدا آن باقى گذاشته را معالجه كنى . در واقع بهترين راه چاره آن است كه در بريدن ناسورها سرعت زياد به خرج ندهى و همه را يكباره نبرى يكى را ببر و بعدا به سراغ ديگرى برو ، اين در صورتى قابل اجراست كه بيمار بر درد بواسير بريدن شكيبا باشد . وقتى بواسيرها را همه بريدى آخرين باسور را مبر تا خون تباهى كه طبيعت مكلف است آن را بيرون براند ، از آن باقى گذاشته شده سيلان كند و به خارج راه يابد . باسورى را كه مىخواهى ببرى ، اگر پيدا و برجسته است كارش آسان است و بريدنش زحمتى ندارد ؛ اما اگر پنهان است و در داخل ريشه زده ، كار بريدن سخت‌تر است . بايد ريشهء باسور را با نخى ابريشمى يا كتانى يا تار موى محكم ببندى و دست از آن بردارى و بگذارى تا خودبه‌خود مىافتد . اگر از اين علاج نيفتاد داروهاى باسور برانداز را بر آن بيازماى ! اگر باز سرسختى كرد و از افتادن ابا نمود ، ناگزير بايد آن را ببرى . باسورى كه به ژرفا رفته و برجسته و آشكار نيست ، بايد برگردانده شود تا بشود آن را بريد ؛ و